*دسته‌ای دیگر از دختران وجود دارند که اشکشان توی دماغشان است. البته جسارت نشود، این دسته فکر می‌کنند با دیدن هر چیز باحال یا بی‌حالی باید بزنند زیر گریه و مشکلاتشان را با قدرتِ عجیبِ این مایع شگفت‌انگیز حل بفرمایند. این دختران در رشته آب‌غوره‌گیری کارشناسی ارشد دارند و قادرند با هر قطره اشک فین‌فین کرده و بر مخاطب تأثیر بگذارند. به این دسته «دختران جاری دماغ» گفته می‌شود.


*و اما دسته‌ای دیگر از دختران بر خلاف بقیه، نه به سوسک حساسیت دارند و نه از دیدن مورچه توی قندان غش می‌کنند. هیچ پشه‌ای هم نمی‌تواند به آنها لگد بزند. چرا که خودشان اهل لگدپرانی یا به قول استادشان «دفاع شخصی» هستند. برای این دستة اخیر کوبیدن بر فرق سر آقایان مثل آب خوردن است، زیرا با هر عطسه‌شان چهارتا پسر را در هوا معلق می‌کنند و با شاخ بر زمین می‌کوبند، به این گروه از دختران ... هیچی نمی‌گویند، چون جرئتش را ندارند. به‌خصوص پسرها که دنبال نقطه ضعف دخترها می‌گردند تا نقطه ضعف خود را پنهان کنند.


1.پانویس: لازم به یادآوری ‌است که نویسنده این مقاله یعنی پروفسور آشپلیوس به دلیل نامعلومی به مرگ طبیعی به قتل رسید.