متاسفانه هم‌اكنون شاهديم امر به معروف و نهي از منكر خيلي كمرنگ شده است

دبير جامعه اسلامي دانشگاه زابل در گفت‌وگو با ايسنا:
احزاب و تشكل‌هاي دانشجويي براي اصلاح منكرات وظيفه‌ خطيري دارند

سرويس: سياسي
1389/09/28
12-19-2010
08:21:38
8909-14583: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل گفت: مي‌توانيم در ماه محرم با الگو قرار دادن شهيد اين ماه شروع خوبي براي اصلاح منكرات موجود در جامعه داشته باشيم و همه افراد بالاخص احزاب و تشكل‌هاي دانشجويي بايد اين وظيفه خطير و حساس را به خوبي انجام دهند.

سيدعلي موسوي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد:‌ امر به معروف و نهي از منكر از فروع دين اسلام و جزء واجبات يك مسلمان است يعني همانطور كه نماز، روزه و حج بر ما واجب است هر مسلماني نسبت به پيرامون و جامعه خود بايد حساس باشد و اگر منكري ديد آن را تقبيح كرده و از آن جلوگيري نمايد و به معروف هم امر كند.

وي افزود: اما اسلام در اكثر موارد بر روي جامعه بيشتر تاكيد كرده و امر به معروف و نهي از منكر در حكومت اسلامي به هر طريقي اولي مي‌باشد يعني بايد نسبت به هر مساله‌اي كه مشاهده مي‌كنيم مثل رشوه‌گيري، پارتي بازي، سودهاي نامشروع برخي بانك‌ها، ربا، احتكار، فيلم‌هاي نامشروع، كم‌كاري در ادارات، حق‌خوري و ... نهي از منكر شود.

اين فعال دانشجويي تصريح كرد: متاسفانه هم‌اكنون شاهديم امر به معروف و نهي از منكر خيلي كمرنگ شده است و اگر به برخي مسوولان تذكري نيز داده شود آن را برنمي‌تابند و مردم هم كمتر تذكر مي‌دهند در حالي كه با بصيرت مي‌فهميم سينه زدن و اشك ريختن براي امام حسين (ع) در صورتي مقبول است كه خود را به هدف ايشان نزديك‌تر كنيم.

وي افزود: مورد ديگري كه بايد متذكر شد اين است كه مي‌بينيم افراد مختلف با بهانه قرار دادن اين‌كه امر به معروف و نهي از منكر شرايطي دارد و بايد اين شرايط مهيا شود تا ما تذكر دهيم به بيراهه مي‌روند.

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل ادامه داد: مطمئنا تذكر دادن در هر مساله‌اي موثر واقع شده و منجر به اصلاح مي‌شود و اين را در نظر بگيريم كه امام حسين (ع) و خانواده‌اش در اين راه جانبازي كرده‌اند ولي ما به خاطر راحت‌طلبي و عدم دغدغه نسبت به پيرامون خود بهانه مي‌آوريم و حرف نمي‌زنيم.

وي افزود: البته مسوولان در نظام اسلامي ابتدا بايد تقوا را سرلوحه كار قرار دهند و كساني مسوول شوند كه داراي تقواي ديني و سياسي باشند.

موسوي تصريح كرد: ضرورت امر به معروف و نهي از منكر از سوي جريان‌هاي سياسي، احزاب و تشكل‌هاي دانشجويي شديدا احساس مي‌شود و البته اين تذكرات بايد منطقي و واقعي باشد كه در مقابل، برخي مسوولان و سياسيون هم خودراي نباشند و اين نصايح كه به فرموده اميرالمومنين علي(ع) يكي از وظايف اصلي رعيت نسبت به حكومت است را از جان و دل پذيرا باشند و البته به كار بندند.

وي خاطرنشان كرد: ما مي‌توانيم در ماه محرم با الگو قرار دادن شهيد اين ماه شروع خوبي براي اصلاح منكرات موجود در جامعه داشته باشيم و همه افراد و بالاخص احزاب و تشكل‌هاي دانشجويي بايد اين وظيفه خطير و حساس خود را با اهتمام بيشتري انجام دهند.

جلسه مناظره بمناسبت روز دانشجو در دانشگاه زابل



سید علی موسوی در مصاحبه با خبرنگار جادنیوز گفت: جلسه مناظره بمناسبت روز دانشجو به همت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل در این دانشگاه  برگزار میشود.

دبیر جامعه اسلامی دانشگاه زابل افزود: این جلسه با حضور مهدی بادپا دبیر سابق فرهنگی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان و مهدی   عباسی مهر دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت روز چهارشنبه 17 آذرماه برگزار می شود.


موسوی گفت: این برنامه مناظره با موضوع "فرهنگ دولتی و دولت فرهنگی" بعد از ظهر چهارشنبه در محل آمفی تئاتر سایت قدیم دانشگاه زابل برگزار می گردد.

 

و باز هم رییسِ رییس جمهور...

پس از انتشار نامه رضا گلپور به اسفندیار رحیم مشایی، موضع گیریها، تعریضها و تحلیلهای زیادی بر آن وارد شد. برخی این نامه را مایه رسوایی رحیم مشایی و رحیمی خواندند و سریعا در این باره به موضعگیری پرداختند و به نظر من سعی در "عقب نماندن از قافله منقتدین مشایی" کردند. کسانی که از قدیم با مشایی رابطه خوبی نداشتند، سعی کردند با استفاده از این نامه ضربه جدیدی به وی وارد کنند و کسانی هم کهنمایش اصولگرایی خود را در انتقاد از مشایی می بینند، سعی در کسب وجهه برای خود با دفاع از این نامه و حمله به مشایی دارند. غافل از اینکه رهبر معظم انقلاب خود چندی پیش فرموده بودند که نباید مسایل  اصلی و فرعی را اشتباه گرفت و اگر بنده و بسیاری دیگر اشتباه نکنیم، حضرت آقا مسأله مشایی را مسأله فرعی کشور عنوان کردند.

 

اما ورای مسائل مذکور و موضعگیریهای سریع و سیاسی، باید به این موضوع از چند جنبه نگاه کرد:

اول:

آنگونه که بنده دریافته ام، نگارنده ی این نامه تنها چند سال از بنده بزرگتر هستند(شاید کمتر از 30 سال سن داشته باشند) و کتاب شنود اشباح ایشان که به قول خودشان در 19 سالگی به رشته تحریر در آورده اند، در کنار اطلاعات بسیار مفید و مهم، حاوی برخی ابهاماتی است که نشان می دهد هدف اصلی از نگارش این کتاب، نه اطلاع رسانی و آگاه سازی، بلکه تخریب بوده است. با دیدی بدبینانه، اگر به قول رجانیوز، رضا گلپور را متخصص پروژه های سفارشی تخریب بدانیم، نگارش چنین کتابی آن هم در سن 19 سالگی، کاری نیست که به تنهایی بتوان انجام داد و قطعا افراد پشت پرده ای(؟) هستند که اطلاعات مذکور را به ایشان می رسانده اند. چرا که برخی مطالب موجود در این کتاب در هیچ سند مکتوب کتابخانه ای وجود نداشته(حداقل تا آن زمان) و اینکه گلپور کتابش را حاصل مطالعات کتابخانه ای می داند، رد حقیقت است. از طرفی برخی اطلاعات موجود در این کتاب، هیچ مبنای واقعیتی نداشته و تنها ساخته و پرداخته ذهن نویسنده-یا سفارش دهندگان- می باشد. از جمله این موارد می توان به روسی الاصل بودن موسوی خوئینی ها و ماجراهای مربوط به آن (که البته به قول یکی از دوستان، بعدها وزارت اطلاعات این مورد را تأیید نموده است) اشاره کرد. مجموعه این نکات، نشان می دهد که رضا گلپور یک "فرد" نیست. بلکه وی قسمت روی آبی از جریانی است که مانند کوهی از یخ، در داخل آب وجود دارد و به دلایلی نامعلوم، سعی در انتشار اخبار و گاهی شایعات خود از قلم وحنجره گلپور دارد. بدین جهت می باید سیاسیون و علی الخصوص جریانات دانشجویی کشور، با هوشمندی بیشتری با این مسائل برخورد کرده و هرگونه موضعگیری را منوط به تحلیل، بررسی و کسب اطلاعاتت لازم و کافی نمایند.

همچنین گلپور در ابتدای نامه خود، خبر از سه جلسه حضوری با رحیم مشایی داده که این موضوع هم می تواند به نوبه خود جالب توجه باشد. رضا گلپور در این نامه خبری از محتوای جلسات مذکور منتشر نکرده و تنها ابراز انتقادات از مشایی را موضوع این سه جلسه عنوان نموده است و از ذکر توضیح بیشتر در این باره امتناع ورزیده. این موضوع می تواند اذهان را به این سمت معطوف کند که آیا ممکن است با روند مشکوکی که رحیم مشایی اخیرا در پیش گرفته (بذل و بخششهای غیرمعقول و عنایات نامحسوس، مثل تلفنهایی که به برخی تشکلهای دانشجویی –از جمله بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مشهد- شده و از آنان طلب شماره حساب بانکی اعضای تشکل برای واریز وجوه نقد در حدود 5 میلیون ریال برای هر نفر به بهانه عملکرد مفید در حوادث بعد از انتخابات!!!) شده است، گلپور نیز قصد بربستن طرفه ای از این خوان اسفندیاری داشته و پس از عدم موفقیت به هر دلیل نامعلوم! اقدام به انتشار این نامه نموده است؟ جوابی که مشایی در رد پذیرش جلسه حضوری با گلپور داده است نیز می تواند شاهدی بر این مدعا باشد (به این آقا بگویید از من چیزی به او نمی ماسد و...).

دوم:

اسفندیار رحیم مشایی که این روزها به مرد اول خبرسازی دولت مبدل شده، به طور دوره ای هر از چندگاهی باعث نوعی جنجال خبری در کشور می شود. اگر به روند خبرسازی های مشایی گذری کوتاه داشته باشیم، در می یابیم که از ابتدای شروع این امواج خبری، به تدریج فاصله بین این موجها در حال کمتر شدن است. شاید این مسأله بتواند به نوعی با نزدیکتر شدن انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، تشدید شده و خبرسازیهای مشایی با دامنه موج وسیعتر، سرعت بیشتر و فاصله کمتری اتفاق بیافتد. هدف از این موضوع هم می تواند قرار گرفتن شخص مشایی در صدر اخبار و پر کردن اذهان مخاطبین از نام و چهره مشایی باشد. لذا نمی توان این موضوع را هم از نادیده گرفت که اگر به قول رجا، گلپور متخصص پروژه های سفارشی تخریب باشد، ممکن است این سفارش از سوی شخص رحیم مشایی باشد. اگر در چند ماه اخیر اخبار سایت همت آنلاین(وابسته به مشایی) را دنبال کرده باشید، حتما این موضوع را درک کرده اید که پس از هر جنجال خبری، شاهدی بر حقانیت مشایی و مظلومیت وی در این سایت ارائه می شود. مثل اسنادی که در این سایت برای دعوت از ریچارد فرای به همایش ایرانیان مقیم خارج و بسیاری موارد دیگر ارائه شده و به نوعی مشایی را "چهره مظلوم دولت" معرفی می نماید. به این ترتیب هیچ بعید نیست که این نامه با هماهنگی شخص مشایی نوشته شده و در آینده نزدیک، دلایلی بر رد آن و مظلوم نمایی بیش از پیش مشایی ارائه شود تا پروژه "حقِ مظلوم نشان دادن مشایی" به بهترین نحو اجرا شود.

سوم:

چندی است که بعد از گذشت فتنه پس از انتخابات، الحمدلله کشور به آرامش نسبی رسیده  و مردم با فراغ خاطر بیشتری به کار و زندگی می پردازند. احساس می کنم اینگونه حرکاتی که برای بیش از 95درصد مردم که اولویت اصلی زندگیشان مسائل معیشتی و روزمره شان است هیچ اهمیتی نداشته باشد و تنها فایده ی آن، به قول معروف پریدن خواص به جان هم و برهم زدن آرامش موجود در کشور باشد. لذا باید در برخورد با اینگونه موارد، هدف اصلی را شناسایی کرد تا با برهم زدن آرامش کشور، در زمین حریف به بازی نپردازیم. البته نباید از این گذشت که این نامه اطلاعات بسیار ارزشمندی را در اختیار قرار می دهد که شخص رییس جمهور، قوه قضائیه وسایر نهادهای مسئول (شاید در آینده نزدیک شورای نگهبان) بایستی به دقت آنها را مورد تحقیق و کنکاش قرار داده و به کشف حقایق موجود در این نامه بپردازند.

چهارم:

از هرچه بگذریم، سخن رهبرمان خوشتر است. در جریان سفر حضرت آقا به قم، پس از دیدار جامعه مدرسین حوزه علمیه با ایشان، یکی از اعضای حاضر در جلسه مذکور (حجت الاسلام اسلامیان) در مصاحبه ای چندین صفحه ای با فارس گفته بود که مقام معظم رهبری جمله ای با این مضمون در مورد مشایی فرموده اند که :"من شناختی از این آقا(مشایی) ندارم اما با مواضع ایشان مخالفم". این جمله حرفهای بسیاری در خود نهفته دارد که از جمله می توان به تفاوت گفتمان مستتر در مواضع و سخنان مشایی با گفتمان اصیل انقلاب و امام که بطور کامل در مقام معظم رهبری نمود دارد اشاره کرد. این مقوله، بر همگان عیان می سازد که مشایی انحراف از آرمانهای انقلاب را در ضمیر خود به همراه دارد و هیچ گاه نباید روی دیوارش یادگاری نوشت. گذشته از آن، پیامی هم که رهبر انقلاب پس از انتخابات و در جریان انتصاب مشایی به سمت معاون اولی رییس جمهور صادر فرمودند، گواه دیگری بر این مدعاست. اما نباید با برخی اقدامات نسنجیده باعث بزرگتر شدن وی در اذهان عمومی شد. مطالبی که گلپور در نامه خود عنوان کرده و سوابقی بسیار منفی را از مشایی ارائه نموده است، به عقیده حقیر شاید بیش از 70 درصد حقیقت داشته باشد (چرا که عقل سلیم ایجاب می کند که اینگونه اتهام بستن به رییسِ رییس جمهور با استنادات و مدارکی محکم همراه باشد). این مطالب اگر مشمول بندهای اول و دوم این مطلب نباشد، شاید بتواند گره گشای بسیاری ابهامات و رفع بسیاری نگرانی ها درباره این شخص باشد. البته لازمه ی این امر، پیگیری جدی این امر از سوی رییس جمهور و سایر مسئولین و ارکان نظام است. لیکن باید دید آیا این نحوه نگارش نامه که به احتمال زیاد باعث مظلوم نمایی بیشتر مشایی در آینده نزدیک خواهد شد باعث وارد آمدن تلنگری به مسئولین (علی الخصوص شخص رییس جمهور) خواهد شد یا نه؟ چرا که آنگونه که گلپور در نامه خود نوشته، ارادت احمدی نژاد به مشایی که تقریباحالت مرید و مرادی به خود گرفته است، ناشی از ارتباط نزدیک این دو با قدرت الله لطیفی نسب و توجه خاص لطیفی نسب به مشایی است. پس بهترین راهکار برای حل معضل مشایی، آگاهسازی شخص رییس جمهور درباره لطیفی نسب تا مشایی به هر طریق ممکن است. چرا که تا وی اقناع نشده باشد، هر تلاشی برای معرفی چهره واقعی و منحرف مشایی(و افکار مشایی گونه) به مردم، اعم از انتحاری یا غیر انتحاری محکوم به شکست خواهد بود مگر...!؟

 

پی نوشت:

متن نامه رضا گلپور به مشایی را می توانید در ادامه مطلب ببینید.

ادامه نوشته

تجمع دانشگاهیان دانشگاه زابل به دعوت جامعه اسلامی دانشجویان

امروز صورت گرفت؛
 
تجمع دانشگاهيان دانشگاه زابل در محكوميت ترور دانشمندان هسته‌اي ايران

خبرگزاري فارس: دانشگاهيان دانشگاه زابل در محكوميت ترور 2 دانشمند هسته‌اي ايران از سوي غرب در اين دانشگاه تجمع كردند.


به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس،‌ دانشگاهيان دانشگاه زابل همچون اساتيد، دانشجويان و كاركنان دانشگاه در اعتراض به ترور دانشمندان هسته‌اي ايران تجمع اعتراض‌آميزي را امروز برگزار كردند.

هدف از برگزاري تجمع مذكور كه به همت جامعه اسلامي دانشجويان و بسيج دانشجويي برگزار شد، اقدام ننگين ايادي استكبار در دور كردن ملت غيور ايران در راه دستيابي به اهداف متعالي خود و ترور ناجوانمردانه 2 تن از دانشمندان هسته‌اي كشور عنوان شد.

اين تجمع بعد از اقامه نماز ظهر و عصر در مقابل مسجد پرديس دانشگاه زابل برگزار شد و در پايان آن بيانيه مشترك بسيج دانشجويي و جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل در محكويت اين عمل ننگين قرائت شد.

بیانیه جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل به مناسبت شهادت استاد شهید شهریاری

بسم الله الرحمن الرحیم

بکشید مارا، ملت بیدارتر می شود (امام خمینی ره)

بار دیگر دست کینه توزان و مزدوران پلید و بدخواهان نظام مقدس جمهوری اسلامی از آستین در آمد و اقدام به ترور ناجوانمردانه ی دو استاد دانشگاه شهید بهشتی نمود. دو استادی که یکی افتخار شهادت و دیگری عزت جانبازی را بدست آوردند، نمونه ای از خیل عظیم عزیزانی است که ایران اسلامی در راه حفظ استقلال و عزت و سربلندی خود تقدیم اسلام نموده است.

آنان که قبل از انقلاب همچون هیولاهایی خونخوار به جان سرمایه های این ملت شریف افتاده بودند و با وقوع این انقلاب عظیم اسلامی، تمام آرزوهای خود را برباد رفته می دیدند، از تمام راههای ممکن برای ضربه زدن به این انقلاب مردمی استفاده کردند. از کودتا و جنگ مسلحانه گرفته تا تحریم و تحقیر و ترور، همه راههای ممکن را آزمودند. ترورهای ناجوانمردانه نیز که ملت شریف ایران به آن عادت دارند، از جمله اقداماتی است که در طول سی ساله گذشته همواره عزیزترین نیروهای این انقلاب را از دامان ملت گرفته است. لیکن این اقدامات هیچگاه نتوانسته در عزم و اراده ملت شریف ایران خللی وارد آورد و یا سرعت پیشرفت این ملت بزرگ را کم کند.

ترور استاد شهید شهریاری، مرحله دیگری از نشان دادن بغض و عداوت دولتهای استکباری به سرکردگی آمریکاست که با هدف ایجاد یأس و دلهره در راه دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای در مردم و دانشمندان پرتلاش هسته ای ایران صورت گرفته است. لیکن این کوردلان غافلند از اینکه این حوادث هیچگاه از خاطر دانشجویان ایران اسلامی پاک نخواهد شد و آینده سازان ایران عزیز فراموش نخواهند کرد قطرات خون اساتید خود را که برای پیشرفت میهن اسلامی ریخته شد و با قدرت و جدیت بیش از پیش راه این بزرگواران را ادامه خواهند داد.

از دیگرسو، دشمنانی که بدلیل ناامیدی از ایجاد آشوب و فتنه در دانشگاه، از دانشجویان و دانشگاهیان عصبانی و سرخورده شده اند، قصد انتقام گیری از جامعه دانشگاهی را با حذف فیزیکی نخبگان علمی دانشگاهها دارند. لذا اقدام هوشمندانه دانشگاهیان دانشگاه شهید بهشتی(ره) در برگزاری عادی کلاسهای درسی با وجود دلهای خونین و چشمان اشکبار را تودهنی محکمی به این کینه توزان دانسته و آنرا شایسته تقدیر و تشکر می دانیم.

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه زابل ضمن محکوم نمودن این حادثه تروریستی، شهادت این استاد فرزانه را به محضر مقدس حضرت ولی عصر(عج)، رهبر فرزانه انقلاب(مدظله)، خانواده آن شهید بزرگوار، حوزه های علمیه، مراکز دانشگاهی و پژوهشی و عموم ملت شریف ایران تسلیت عرض نموده و برای همسر بزرگوار شهید شهریاری و همچنین استاد گرانقدر جناب دکترعباسی و خانواده محترمشان طلب شفای عاجل از درگاه باریتعالی دارد.

یاد و خاطره تمام شهدای ترور علی الخصوص اساتید حوزه و دانشگاه از صدر انقلاب تاکنون از بهشتی، مطهری و مفتح تا علیمحمدی و شهریاری را گرامی داشته و از نهادهای مسئول درخواست پیگیری هرچه دقیقتر برای دستگیری و معرفی عاملین این عملیات پلید را داریم.