ییانیه
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 ملت ایران ایدوئولوژی مبتنی بر جهانبینی اسلامی را به عنوان نظام فکری حاکم بر کشورشان با نام جمهوری اسلامی انتخاب کردند. نقطه قوت ایران اسلامی ایدوئولوژی پویای اسلامی آن بود
لطفا به ادامه مطلب بروید...
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 ملت ایران ایدوئولوژی مبتنی بر جهانبینی اسلامی را به عنوان نظام فکری حاکم بر کشورشان با نام جمهوری اسلامی انتخاب کردند. نقطه قوت ایران اسلامی ایدوئولوژی پویای اسلامی آن بود
لطفا به ادامه مطلب بروید...

بقیه در ادامه مطلب...
بقیه در ادامه مطلب...
رضا سراج کارشناس و تحلیلگر سیاسی و مسئول سابق سازمان بسیج دانشجویی دوشنبه شب با حضور در همایش سیاسی "موقعیت بدر و خیبر" اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان به ارائه تحلیلی درباره موقعیت بدر و خیبر و پیچ تاریخی مورد اشاره رهبر معظم انقلاب پرداخت.
سراج با اشاره به اینکه پیچ تاریخی که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کرده اند، در آینده نزدیک منشأ تحولات عظیمی در صحنه بین الملل خواهد بود و معادلات جهانی را به کلی تغییر خواهد داد، گفت: از لحاظ علمی کارشناسان علوم سیاسی می گویند که حوادث و تحولات مهمی که بتوان از آنها بنوان پیچ تاریخی اسم برد، به حداقل 7 تا 8 سال زمان نیاز دارند و لذا سالهای پیش روی ما سالهای بسیار حساسی خواهند بود.
استراتژيستهاي غربي همواره در تقسيمبنديهاي استراتژيک خود حوزه تمدني را با لحاظ کردن مذهب در آسيا به سه حوزه مشخص تقسيم کردهاند: ۱- تمدن ارتدوکسي با محوريت روسيه. ۲- تمدن کنفوسيوسي با محوريت چين. ۳ – تمدن اسلامي با محوريت ايران. طبيعي است که سير «اسلامهراسي» تقريبا از اوايل تابستان ۲۰۰۶ بدل به پروژه «ايرانهراسي» شد. هرچند در گذشته فيلمهايي نظير «صلحجو» به مسأله اتمي ايران پرداختند و اين فيلم در اواسط دهه نود قبل از هياهوي سياسي در مورد مسأله اتمي ايران، بهعنوان محصولي از پنتاگون، ايران را متهم به تلاش براي دستيابي به صلاح هستهاي کرد، اما پس از يازدهم سپتامبر، زمانيکه ايران از جانب جورج بوش محور شرارت قلمداد شد، رويکرد اسلامستيزي هاليوود هم به ايرانهراسي ميل پيدا کرد. شهريور ۸۷ فيلم «کشتيگير» در جشنواره ونيز به نمايش درآمد و داوران جشنواره با اهداي شير طلايي خود از آن ستايش به عمل آوردند و اغلب رسانههاي ايراني خبر از موفقيت اين فيلم دادند. اما کشف و مشاهده لينک اينترنتي گزارش خبرنگار ايتاليايي درباره فيلم که تصادفا صحنه نبرد قهرمان فيلم با يک ورزشکار سياهپوست را با نامي نمايشي نشان ميداد ه سعي دارد با ميله پرچم جمهوري اسلامي رقيب را خفه کند، سبب بروز اينرويکرد بهصورت کاملا علني شد. غوغاي تازهاي براي منحرف کردن اذهان عمومي از انتخابات رياستجمهوري و طبعا فضاسازي عليه جمهوري اسلامي ايران به راه افتاد.
محمد پهلوان دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با بیان این که شرکت در جلسات سیاسی و همایشهای احزاب، گروهها و جبهههای سیاسی به معنای تأیید کامل مواضع آنها نیست، گفت: اعضای تشکلهای دانشجویی همواره برای بیشتر آشنا شدن با مواضع و دیدگاههای گروههای سیاسی برخود لازم میدانند در جلسات این جریانات حضور پیدا کنند و صرف شرکت در این جلسات تنها به منظور ارزیابی دقیقتر مواضع آنان است.
این فعال دانشجویی ادامه داد: متأسفانه برخی رسانهها و گروههای سیاسی حضور دانشجویان و نمایندگان اتحادیههای دانشجویی در جلسات و همایشهای این احزاب را به معنای تأیید کامل خود و یا عضویت این اتحادیههای در این تشکل سیاسی برداشت میکنند.
پهلوان خاطرنشان کرد: به منظور شفافیت هرچه بیشتر مواضع اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نشست خبری با حضور اعضای این اتحادیه در روزهای آینده برگزار خواهد شد و مواضع رسمی خود در رابطه با تمامی جریانات و گروهها بر اساس آنچه امروز در راستای اولویتهای نظام میدانیم، را مطرح خواهیم کرد.
به
ادامه
مطلب
بروید
فرار علی عبدالله صالح!!!




"دیدی موشکشان را...این اصلا موشک بود...هیچ موشکی اینجوری نیست. نوکش مثل قابلمه بود."سوادش آنقدر نبود که بگویم در سایت http://www.n2yo.com/ برو و جایش را هم ببین یا اگر دروغ بود ناسا با آن عظمتش تکذیب می کرد.
سوال های بعد این است که من باید فقط درس بخوانم یا این که وارد کار گروهی هم بشوم؟ آیا به درسم لطمه نمی خورد؟ آیا به آینده شغلی ام لطمه نمی خورد؟ آیا تشکل ها نمی خواهند در جهت منافع مادی خودشان از من سو استفاده بکنند؟ شاید افراد درون تشکل می خواهند در جهت اهداف سیاسی خود من را طعمه کنند؟ اصلا این افرادی که در تشکل دور هم جمع می شوند دنبال چه هستند؟ تشکل برای من چه سودی دارد که من به خاطر این سود به این تشکیلات بروم؟
در مورد تشکل های مذهبی نیز این سوال مطرح می شود که این بچه بسیجی ها یا این بچه مذهبی ها که فکر می کنند باید همه را هدایت کنند چرا خودشان این طورند؟ چرا خودشان اخلاق شان را درست نمی کنند؟ چرا این قدر شلخته و درس نخوان هستند؟